سخنرانیهای تظاهرات ۸ مارس ۲۰۲۶
تجمع افتتاحیه
سلام و خوش آمدید! برای شما یک ۸ مارس پرخاشگرانهتر آرزو میکنیم!
همین الان گروه کر فمینیستی Chorage را با آهنگ «روز خواهد آمد» شنیدید. این آهنگ از فیلم «آنا و ادیت» از سال ۱۹۷۵ است، که در آن زمان یکی از معدود فیلمهایی بود که یک داستان عاشقانه لزبین با پایان خوش روایت میکرد.
قبل از شروع، اکنون قوانین تظاهرات را میشنویم.
ما اینجاییم چون دیگر کافی است!
هشتم مارس از بیش از ۱۰۰ سال پیش نماد مبارزه فمینیستی است. این روز برای احقاق حق رأی زنان، برابری اجتماعی و رهایی زنان کارگر معرفی شد. پس ۸ مارس از همان ابتدا روز مقاومت در برابر استثمار، نابرابری و روابط قدرت پدرسالارانه بود.
و با اینکه بیش از ۱۰۰ سال است برای برابری میجنگیم، این برابری هنوز همه جا به دست نیامده است! مردم همچنان به دلیل جنسیت، منشأ و وضعیت سلامتشان تبعیض میبینند، استثمار میشوند و خشونت تجربه میکنند.
با اوجگیری نیروهای راست در سراسر جهان، حتی بیشتر شاهد پسرفت هستیم تا پیشرفت! فمیسیدها در حال افزایشند، حملات به افراد ترنس در سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته، و افراد کوییر بیش از پیش قربانی خشونت فیزیکی میشوند.
در این میان «حمایت از زنان» و افراد کوییر اغلب در برابر هم قرار میگیرند و افراد ترنس به عنوان دشمن دستاویز میشوند. همه جا تلاش میشود ما را منزوی و تفرقهافکنی کنند.
همزمان میبینیم که نژادپرستی در آلمان به شدت افزایش مییابد. به ویژه افراد پناهنده با نفرت زیادی روبرو میشوند، در حالی که شرایط ماندن در آلمان بدتر و بدتر میشود. برای مثال، وزارت کشور فدرال یک ماه پیش بودجه کلاسهای ادغام را قطع کرد. این کار یادگیری زبان آلمانی را برای ۱۳۰ هزار نفر دشوارتر میکند – چه مزخرفی!
اما ما اجازه نمیدهیم تفرقه بیندازند! ما امروز اینجاییم تا از زندگی خوب برای همه دفاع کنیم!
به همین دلیل شعار ما این است: ما میجنگیم، ما اعتصاب میکنیم، ما زندگی میکنیم!
ما میخواهیم خشم، درد و قدرتمان را امروز به خیابان ببریم. میخواهیم گفتگو کنیم، همبسته باشیم، به هم وصل شویم و در کنار هم بایستیم.
امروز صبح زود ۲ برانچ و کارگاههای مختلفی برگزار شد که فضاهایی در شهر اشغال کردند! به زودی و در طول تظاهرات گزارشهای کوتاهی از این فضاها میشنویم.
بعد «Wisely and Slow» از The Staves را میشنویم. آهنگی که لحظهای را توصیف میکند که هنوز نیروی مقاومت و خشم وجود ندارد.
کر میخواند
پشت سر ما یکی از برانچهایی که امروز صبح برگزار شد را میبینیم، که توسط «مادربزرگها علیه راست» و Sisterhood Jena سازماندهی شده.
دزیره، امروز صبح اینجا چه اتفاقی افتاد؟ چرا امروز اینجا هستی؟
ترجمه به آلمانی
در طول برانچ، کارگاهی برای کودکان برگزار شد که در آن کتاب «روزی که زنان اعتصاب کردند» خوانده شد.
مصاحبه کوتاه. توضیح کارگاه:
میخواهیم کتاب کودکان «روزی که زنان اعتصاب کردند» نوشته لیندا اولافسدوتیر را برایتان بخوانیم و درباره تجربیاتتان صحبت کنیم و سؤالاتتان را بحث کنیم.
این کتاب درباره اعتصاب زنان در ایسلند در سال ۱۹۷۵، بیعدالتیهای جنسیتی آن زمان و امروز، و اینکه چرا مهم است برای برابری به خیابان برویم، صحبت میکند. همچنین البته درباره اینکه اصلاً اعتصاب چیست. آیا تا به حال اعتصاب کردهاید؟
آن ۱۹۷۵ بود، ۵۰ سال بعد CDU از اخلاق کاری ما گله میکند، در حالی که ما خودمان را برای کار له میکنیم!
در آخرین کنگره حزبیشان، CDU مثلاً موارد زیر را تصویب کرد:
CDU میگوید: کار پارهوقت مشکل است – ما به تماموقت بیشتری نیاز داریم! انگار که کار مراقبتی، سلامت یا فرزندان صرفاً «سبک زندگی» هستند.
CDU فکر میکند: اگر بیمار هستید، لطفاً به دکتر بروید – لغو گواهی بیماری تلفنی! انگار مردم برای تفریح بیمار میشوند. بیاعتمادی به جای سلامت.
CDU میخواهد استثناهایی از حداقل دستمزد برای کارگران برداشت محصول. به عبارتی دیگر: بعضی کارها باید کمتر ارزش داشته باشند.
CDU اخذ تابعیت را سختتر میکند و دائماً از مهاجرت زیاد صحبت میکند. به جای صحبت درباره استثمار در بازار کار، به پایین لگد زده میشود.
و مشکل اساسیشان همیشه یکی است: وقتی چیزی درست کار نمیکند، کارمندان باید بیشتر کار کنند، کمتر بیمار شوند و حقوق کمتری داشته باشند.
ما این را نمیپذیریم!
فردا هم در سراسر آلمان اعتصابها و تظاهراتهایی در شهرهای مختلف برگزار میشود: در تورینگن مثلاً در ارفورت و گرا. «مادربزرگهای علیه راست» از گرا هم امروز اینجا هستند تا حمایت کنند. آنها هر دوشنبه تظاهراتی علیه راست برگزار میکنند، فوقالعاده است! پس البته هم فراخوانی برای همه اینجا که فردا به گرا بروند!
شعار ما امروز این است: ما میجنگیم، ما اعتصاب میکنیم، ما زندگی میکنیم.
مصاحبه کوتاه. توضیح کارگاه:
یک شهر که کار مراقبتی در مرکز آن قرار دارد چه شکلی خواهد بود – عادلانه توزیع شده، خوب پرداخت شده و بدون منطق سود؟ اعتصاب فمینیستی نماینده این چشمانداز از یک جامعه مراقبتمحور است. در سراسر جهان مردم علیه بار سنگین کار مراقبتی پولی و بیپول مبارزه میکنند، به ویژه زنان، افراد کوییر و مهاجران.
اما اعتصاب فمینیستی اصلاً یعنی چه؟ چرا کار مراقبتی تا این حد سخت است که اعتصاب کرد – و چه اشکال همبستگی از یک اعتصاب مراقبتی ممکن است؟
در یک فضای کارگاهی باز میخواهیم با هم بحث کنیم، تجربیات به اشتراک بگذاریم و از جنبشهای اعتصاب فمینیستی بیاموزیم.
با نگاه به ینا میپرسیم چه چیزی باید به طور مشخص تغییر کند، برای یک زندگی خوب به چه چیزی نیاز داریم و برای چه چیزی میخواهیم در ۸ مارس ۲۰۲۷ با هم به خیابان برویم.
کار مراقبتی در جامعه ما به حد زیادی توسط افراد FLINTA انجام میشود. امروز از ساختار همبستگی یک مراقبت از کودکان داریم.
مصاحبه کوتاه: ساختار همبستگی اصلاً چیست و امروز برای چه اینجا هستید؟
حالا با یک آهنگ مقاومتی ادامه میدهیم که مسئولان فمیساید و فمینیساید را نام میبرد: Canción sin Miedo از Vivir Quintana.
و آخرین آهنگ از Roving Bottles است و راه طولانی و دشوار بیرون از پدرسالاری را توصیف میکند. همه آهنگها توسط رهبر کر یوهانا برگک تنظیم شدهاند.
حالا خیلی چیز درباره زنان شنیدیم، البته جنسیتهای تحت ستم دیگری هم وجود دارند. امروز صبح یک فضای تبادل „ANTI“ هم بود: فضایی برای افراد ترنس، اینترسکس، غیردودویی و ایجندر.
مصاحبه کوتاه. توضیح کارگاه:
ما به عنوان افراد ترنس، اینترسکس، غیردودویی، ایجندر و جندرکوییر در ینا و در تورینگن چه تجربیاتی داریم؟ درگیریهای روزانه ما چیست؟ کجا احساس همبستگی و حمایت میکنیم؟ از فضاهای (کوییر)فمینیستی چه میخواهیم؟ چه چیزی به ما قدرت میدهد؟
کارگاه فضایی برای تبادل و به اشتراک گذاشتن تجربیات شخصی فراهم میکند. میخواهیم درباره اینکه چطور میتوانیم از هم حمایت کنیم و شبکههای همبستگی را تقویت کنیم صحبت کنیم.
همچنین میخواهیم وارد گفتگو شویم که چه مطالبات و پیامهایی را به عنوان افراد TINA میخواهیم در ۸ مارس و در فضاهای فمینیستی حمل کنیم.
عالی! حالا راه میافتیم. جلوی صف بلوک FLINTA، سپس همه جنسیتها، سپس بلوک خانوادگی با مراقبت از کودکان.
تجمع میانی
خب، این شروع قدرتمندی برای تظاهرات ما بود.
اینجا یک تجمع کوتاه میانی داریم.
هشدار محرک: در ۵ تا ۱۰ دقیقه آینده بحث درباره سوءاستفاده جنسی و خشونت خواهد بود. اینجا هم دوباره یادآوری درباره تیم آگاهیبخشی ما، آنها را با جلیقههای زرد میشناسید.
ما اینجاییم چون خشونت پدرسالارانه هنوز سیستماتیک است!
احتمالاً همه شما در هفتههای اخیر از پروندههای اپستین شنیدهاید.
اپستین با یک شبکه بزرگ به طور سیستماتیک زنان و دختران نابالغ را مورد تجاوز و سوءاستفاده جنسی قرار داد. او یک سیستم جذب داشت که برای دختران از ۱۴ سالگی استفاده میشد. آنها همچنین به مردان دیگر واسطه میشدند. در مجموع تخمین زده میشود در طول چند دهه حدود ۱۰۰ قربانی داشته باشد. اپستین یک مجرم تنها نیست، بلکه یک شبکه بزرگ از افراد است. در هفتههای اخیر اسامی بیشتر و بیشتری در پروندهها ظاهر شده. میپرسیم: کجاست اعتراض اجتماعی؟
اینجا صحبت از یک نخبه قدرتمند نیست – بلکه صحبت از مردانی است که وقتی میتوانند خشونت به کار میبرند. مردانی با قدرت که از آن سوءاستفاده میکنند. و این در آلمان هم اتفاق میافتد.
ما امروز اینجاییم چون این خشونت باید تمام شود! چنین شبکهها و اعمالی موارد استثنا نیستند، بلکه بیان خشونت پدرسالارانه هستند!
در Towanda امروز یک کارگاه با موضوع قدرت، صمیمیت، خشونت برگزار شد.
مصاحبه کوتاه. توضیح کارگاه:
گزلایتینگ، لاوبامبینگ، معکوس کردن مسئولیت، تحقیر، منزپلینینگ، نقض مرزها، باجگیری عاطفی، کنترل، روابط سمی، خشونت جنسی. پشت این مفاهیم اغلب چیزی بیشتر از رفتار بد نهفته است – بحث خشونت است. و این تنها برای «دیگران» نیست: خشونت میتواند همه جا اتفاق بیفتد – در خوابگاههای مشترک، روابط، دوستیها و همچنین در فضاهای سیاسی یا خردهفرهنگی که در آنها میخواهیم احساس امنیت کنیم. به ویژه در سالهای اولیه بزرگسالی – مثلاً در اولین روابط عاشقانه یا زمینههای زندگی جدید – خشونت در حوزه اجتماعی نزدیک بسیار شایعتر است، بدون اینکه همیشه به عنوان چنین شناخته شود.
چه خودت آسیب دیده باشی، چه بخواهی همبستگی نشان دهی یا با رفتارهای خودت روبرو شوی: این رویداد دعوت به گوش دادن، تأمل و عمل میکند. همه جنسیتها خوشآمدند!
در JG کارگاهی از کلکتیو دفاع شخصی و ابراز وجود برگزار شد.
مصاحبه کوتاه. توضیح کارگاه:
ما روزانه با موقعیتهای نقضکننده مرز روبرو هستیم، باید خودمان را ثابت کنیم و اغلب ضعیف فرض میشویم. اما در ما قدرت بزرگی نهفته است! و میخواهیم آن را به سطح بیاوریم و یاد بگیریم بشناسیمش و از آن استفاده کنیم. میخواهیم فعالانه با پدرسالاری بجنگیم!
در این کارگاه مقدماتی میخواهیم با شما بشنویم و ببینیم چقدر بلند میتوانیم باشیم، چه نیرویی داریم و در موقعیتهای نقضکننده مرز چطور میتوانیم برای خودمان بایستیم و عمل کنیم.
در اصل امروز باید یک کارگاه درباره ضدمیلیتاریسم و فمینیسم هم برگزار میشد که متأسفانه باید لغو میشد. موضوع فعلی، این هفته بحث پانلی روز دوشنبه و اعتصاب مدرسه علیه خدمت اجباری نظامی پنجشنبه. فرانزی و بلا الان از این رویدادها برای ما میگویند.
مصاحبه کوتاه.
همانطور که همین الان شنیدید، نه تنها امروز رویدادهای جذاب وجود داشت. دیروز یک شب فرهنگی بود که الان از آن میشنویم.
مصاحبه کوتاه
تجمع پایانی
حالا به نقطه تجمع پایانی رسیدیم. الان ۲ سخنرانی دیگر میشنویم، سپس فرصتی برای میکروفون آزاد وجود دارد و بعد با یک آهنگ مشترک پایان میدهیم.
میکروفون آزاد برای این است که به طور کوتاه بگویید: چه چیزی امروز به شما قدرت داد؟
از URL امروز کارگاهی درباره «آنتیفاشیسم فمینیستی یا فمینیسم ضدفاشیستی» سازماندهی شد.
مصاحبه کوتاه. توضیح کارگاه:
آنتیفمینیسم و ترنسهراسی ستونهای محوری ایدئولوژی فاشیسم هستند.
همزمان نفرت به زنان، افراد ترنس و غیردودویی آنقدر در جامعه ریشه دارد که فاشیستها با این موضوعات به راحتی به «مرکز جامعه» وصل میشوند.
و این نفرت گسترده یک مشکل انتزاعی برای سمینارهای دانشگاهی نیست، بلکه به طور کاملاً مشخص زندگی آسیبدیدگان را تهدید میکند.
پس منطقی است که مبارزه ما برای یک جامعه آزاد باید فمینیستی و ضدفاشیستی باشد.
اما این برای عمل مشخص چه معنایی دارد؟
آیا به یک آنتیفاشیسم فمینیستی نیاز داریم یا یک فمینیسم ضدفاشیستی؟
نه تنها در مرکز شهر امروز یک برانچ برای ۸ مارس وجود داشت. در مرکز بهداشت همبستگی در وینزرلا هم یک برانچ مشارکتی سازماندهی شد.
مصاحبه کوتاه. توضیح کارگاه:
در ۸ مارس با گرمی به یک برانچ مشارکتی در SGZ در وینزرلا دعوت میکنیم.
میخواهیم با هم درباره کار مراقبتی بیپول صحبت کنیم – یعنی همه کارهایی که در زندگی روزمره اغلب به خودی خود اتفاق میافتد: مراقبت از کودکان، مراقبت از بستگان، گوش دادن، سازماندهی، حمایت عاطفی، اداره خانه.
این کار هنوز در جامعه ما اغلب نامرئی و بیپول است.
برانچ فضایی برای تبادل و تجربیات شخصی فراهم میکند. همچنین میخواهیم درباره اینکه در محله به طور مشترک از هم مراقبت کردن چه معنایی دارد صحبت کنیم.
با نیروی تازه میخواهیم ساعت ۱۲:۵۰ اتوبوس را به مرکز شهر برای تجمع و تظاهرات بگیریم.
برانچ مشارکتی دعوت میکند که تجربیات به اشتراک بگذارید، با هم شبکهسازی کنید و برای تجمع و تظاهرات نیرو بگیرید.
پس خوشحال میشویم اگر یک خوراکی برای برانچ بیاورید.
حالا خیلی شنیدیم که چه ابتکاراتی وجود دارد، چه کاری میتوانیم بکنیم و چطور میتوانیم با هم وارد گفتگو شویم. چون ما باید فراتر از ۸ مارس هم سازماندهی کنیم!
چه چیزی به شما امروز قدرت داد؟ اگر میخواهید، جلو بیایید به میکروفون آزاد و با ما در میان بگذارید.
میکروفون آزاد
الان کمی دیرتر «آشپزخانه برای همه» و جشن پایانی در Kulturschlachthof است، آنجا میتوانیم ادامه صحبت کنیم و شبکهسازی کنیم.
همین الان برگههای آهنگ پخش شد. این آهنگ به اعتصاب ۱۹۱۲ کارگران نساجی در آمریکا برمیگردد، که با ۲۰ هزار نفر، اکثراً زن، اعتصاب کردند. شعار «نان و گل» بود. این آهنگ را میخواهیم حالا به عنوان پایان با هم بخوانیم.
ممنون که آمدید و ممنون از همه کسانی که این روز را ممکن کردند!
